تبليغاتX
دل دریایی

 

عشق در عالم sms

 

عشق یعنی این که: هر اس ام اسی بهت می رسه, امیدواری اون باشه!

عشق یعنی این که: برای هر کسی می خوای اس ام اس بزنی اشتباهی برای اون می فرستی!

عشق یعنی  این که: دنبال یه موضوع می گردی که به اون اس ام اس بزنی.

عشق یعنی این که:دایم موبایلت رو چک می کنی ,نکنه از اون اس ام اس رسیده باشه!

عشق یعنی این که:همش فکر می کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه

ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست!

عشق یعنی این که: شبهایی که اس ام اس ها نمی رسن ,واقعا اعصابت خرد می شه!

عشق یعنی این که: یک اس ام اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی

,هم به خط ایرانسل هم به خط تالیا و هم به...

عشق یعنی این که: هر وقت یک اس ام اس دیر می رسه, چند بار دیگه sendمی کنی,

شاید اونا زودتر برسن!

عشق یعنی این که: پشت سر هم به اون تک می زنی تا اس ام اس ها برسن.

عشق یعنی این که: گاهی وقت ها که واقعا هیچ حرفی برای گفتن نداری ,

اس ام اس خالی می فرستی تا بفهمه به یادش هستی!

عشق یعنی این که: هر جایی که یک جمله عاشقانه یا زیبا دیدی, سریع برای او اس ام اس می کنی.

عشق یعنی این که: قبض موبایلت فقط مخابرات رو خوشحال می کنه!!!

عشق یعنی : دو هزار اس ام اس در ماه!

عشق یعنی : بیماری ای که همه می گن دچارش شدی.

عشق یعنی : اعتیادی که همه می گن به اس ام اس زدن پیدا کردی!

عشق یعنی : آخر همه شعرهای این و اون اسم خودت رو می نویسی

 تا به اون بگی که چه قدر عاشقشی!

عشق یعنی : *:

عشق یعنی : (;

 

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |


مردی به همسرش این گونه نوشت:

عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.

عشق تو

همسرش بعد از چند روز اینگونه جواب داد:

عزیزم از اینکه 100 بوسه برای من فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:

1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.

2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.

3.صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.

4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.

5.سایر موارد 40 بوس.

نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتوانم تا اخر این ماه با ان به سر کنم.

ایا می توانم برنامه بصورت فوق برای ماه بعد تنظیم کنم؟ لطفا من را راهنمایی کنید

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |

 

سلام

 

تصمیم گرفتم یه خورده وبلاگم رو تغییر بدم یعنی سعی می کنم دیگه کمتر از دلم و دلتنگیام بنویسم بازم شما لطف کردین نظر خصوصی گذاشتین و پی ام دادین که بهتره حرفای خصوصیت رو اینجا ننویسی., درست نیست ,خب خودمم از اول می دونستم کار خوبی نیست ,من یه آدمی هستم که تا 2ماه پیش با کسی جز خدا و خودش و خودم حرف نمی زدم اما حالا مجبور بودم چون هیچ کس رو نداشتم حتی خدا هم تنهام گذاشته بود خب بگذریم .الان می خوام اینجارو تغییر بدم حتی دیگه نمی خوام فصل دلتنگی باشه عنوان وب رو تغییر می دم از این به بعد  حرفام تو دلم بمونه خیلی بهتره.

امیدوارم دیگه کسی اعتراض نکنه.

 

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |
 

هیچوقت فک نمی کردم سیگار آدم رو اینقدر آروم کنه همیشه می گفتم اینا که می کشن الکی میگن ,آخه مگه سیگار چیه که بخواد با این همه ضرری که داره آرامش بخش باشه,

ولی همیشه عاشق کشیدن بودم وآرزو به دل نموندم ,تنها بودم شیطونه گفت یه نخ از جیب داداش کش برم دوباره شیطونه گفت احمق با 1نخ می خوای چیکار کنی,

رفتم بیرون 2پاکت گرفتم گفتم واسه یه مدتم کافیه ,ولی وقتی شروع کردم به کشیدن دل نمی کندم باورم نمی شد 2پاکت رو کامل کشیدم ولی بازم می خواستم,

ولی ریه هام فرداش 1روز بستریم کرد, همه فک کردن به خاطر عفونت همیشگیه منم جیکم در نیومد الانم که خوبم روزی 4تا کافیه,

ولی هیچوقت دوست ندارم هیچ جوونی اصلا هیچ آدمی سیگار بکشه ,

ولی خودم اگه می کشم واسه اینه که از دلتنگیم کم بشه واسه اینه که بی خیال توهین های شمایی بشم که وبلاگهام رو می خونین نظر خصوصی می ذارین, پی ام میدین,

هر چی دوست دارین به من و امینم می گین, نمی بخشمتون آخه چرا هیشکی نمی خواد باور کنه که این دوست داشتن فقط و فقط به خاطر خودشه نه واسه اینکه من رو حتما یه کاری کرده یا پول داره یا قیافه داره یا چه می دونم,

 اینقدر حرفا زدین جز اینکه بگین خب دوسش داری,اصلا هیچ کدوم از اینارو نداره هر چی داره ,تا دنیا دنیاست هیچ آدمی همه رو با هم نداره ,یعنی واقعا به نظر شما دوست داشتن فقط به همین دلایل به وجود میاد!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اصلا بی خیال شما که نمی فهمین من چی می گم فک کنین من احمقم.

دیگه تو نظراتون و پی ام توهین یا چرت نبینم خوشحال میشم.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |
 

اولین دکتری بود که میفهمید!!!!!!!!

وارد مطب که شدیم من و مادرم

گفت مشکلت چیه مادر گفت قلبش درد داره دکتر یه نیم نگاه بهم کرد و گفت شما افسرده ایی

گفت طرز نشستنت, قفل کردن دستات محکم تو هم ,نگاهت, همش ترس و اضطراب و افسردگیه

مستقیم تو چشمام نیگاه کرد گفت نامزدیت یا عقدت به هم خورده؟

مادر سریع جواب داد نه هنوز خیلی بچه ست !! ((منی که پیش خودم ادعا دارم خیلی بزرگم))

 ولی دکتر منظورش چیز دیگه بود منم با نگاهم بهش گفتم آره ,عشقم رفته تا چند سال نمی تونم ببینمش و اونم با نگاهش و سر تکون دادنش گفت اوکی فهمیدم چته,

خوشحال شدم که فهمید, خوشحال شدم یکی زبون چشمام رو فهمید,

گفت خواب راحتی داری؟ گفتم نه, گفت گریه زیاد میکنی ؟گفتم نه ,ولی فهمید که چشمام چی میگن.

گفت برو نوار قلب بگیر, رفتم دوباره اومدم پیشش, دکتر گفت مواظب خودت باش ,گریه نکن, فکر نکن, تنها نشین یه جا ,غذات رو بخور, دریچه قلبت گشاد شده, عادیه ولی اگه رعایت نکنی خطرناک میشه تو افسرده ایی

دکتر با اینکه مسن بود ولی خیلی میفهمید,

 

  قرص بهم داد گفت دوباره بیا وقتی رفتم خونه پدرم داروهارو انداخت گفت اگه به این قرصها عادت کردی بیچاره میشی کاش پدر مثل دکتر همه چیز رو میفهمید

......!!

 

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |

 

 

اینقدر از قلم می گم اینقدر از خوبیش می گم

تا حالیم شه

معرفتش از آدما بیشتره

دروغ نمی گه همون چیزی رو میگه

که دلت می گه

 

رفتنت رفتن نیست

فرار از من است

و من باورش ندارم

تمام نشانه ها به من ثابت کردن

که تو هستی

 

در فکر رهایی ز من مباش

بسی دشوار است

و تو ناتوان تر ز من

 

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |

 

نمی دونم این رفتنت راسته یا بازم نه من سر کارم ولی از خدا می خوام بازم نخوای با دروغ ازم دور بشی امیدوارم با اینکه رفتنت واسم سخته ولی دروغ نباشه امیدوارم من رو به پای انتظار پیر نکنی

از 5شنبه شب که دیگه آخرین بار بود تو ایران با هم حرف زدیم و فکر اینکه تا 8 سال دیگه ایران نمی یای روانیم میکنه ولی از خدا میخوام این بازم یه نقشه واسه جدا شدن از من نباشه

تو قول دادی تا 1ماه دیگه به من زنگ بزنی و منم باور کردم خدایا کمکم کن  خیلی میترسم نه به دلم بد راه نمی دم همه چیز همونطوره که گفته شد.

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |

 

صبح از خواب پریدم زنگ زدم زنگ خورد قطع کردم گرفتم خوابیدم ولی تصمیم گرفتم بعد خواب اگر زنگ زدم اصلا به روت نیارم و خودم رو کنترل کنم و همینطورم شد من هیچی نکفتم خودت گفتی سیم کارتم سوخته بود من گفتم آها چرا؟ و...

ولی این روزا دارم روانی میشم هر روز رفتنت داره نزدیک تر میشه دوست داشتم ساعت برنالد رو داشتم زمان رو متوقف می کردم

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |

 

 

 

نمی دونم چرا گوشیت خاموشه از دیشب ساعت 10:30 تا الان که دقیقا یک روزه  تا الان نگران نبودم ولی قلبم از فشار درد گرفته اون موقع روشن بود جواب نمی دادی یه خورده خیالم راحت بود ولی الان خاموشه بگو چیکار کنم بگو کجایی  به خاطر نگرانیم حق دارم تو چرا به من فک نمی کنی چرا من اینقدر برات بی ارزش شدم تو چه فکری واسه جسم و  روح من

 

نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |
وقتی تلفنت رو جواب دادی باورم نمی شد خودتی وقتی صدات رو شنیدم می خواستم با تمام قدرت سرت داد بزنم ولی نتونستم الان چند روزی میشه آشتی کردیم امیدوارم دوباره تنهام نذاری من از تنهایی می ترسم با اینکه همیشه تنهام ولی از بدون تو بودن می ترسم نمی گم دوست دارم نمی گم عاشقتم می گم با تمام وجود دستات رو می خوام
نوشته شده توسط تنها در ساعت | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar